
سختترین کار دنیا این است که شیفته فرهاد رهنما نشوید. قدبلند و خوشپوش با بینی عقابی، چهره کلاسیک، تهلهجه و طنز غیرقابل مهار اصفهانی. پرچمدار قدیمیترین خاندان صنعتگر ایرانی که هفت دهه خلق ارزش کردهاند و از پلار تا کافهبازار و از سیگارپیچی سلطانی تا دیجیکالا عرصه سرمایه آنهاست. هالهای از اعتماد به نفس و تسلط سر تا پای قامتکشیده او را فرا گرفته که باعث میشود ببینید چطور در عمارت چهارباغش در عباسآباد تهران توأمان دوستانه و باوقار است. این برش همانگونه که خود بارها گفت، فقط برداشتی کوچک از ماجرای خانوادهای است که به بیماری کارآفرینی دچارند و وقتی خود فرهاد را ببینید که چطور چهارپلهیکی از همه ما سریعتر رد میشود، چطور آخرین گرایش فناوری را تحلیل میکند و چطور هملت و مولوی را با سرمایه پیوند میزند، میفهمید چرا شاید خواننده برگزیدهترین شخصیت این بخش در ۵۰ شماره گذشته باشید. اوج مصاحبه هم اینکه: اگر صلح میخواهی خود را برای نبرد مهیا کن.رد خانواده رهنما روی تن ایران معاصر مانده است. خانوادهای صنعتگر و بازرگان که آغازگرش جد بزرگ مادریاش سلطانالذاکرین است و پدربزرگش سلطانی مشهور. یکی از ثروتمندترین بازرگانان نیمهجنوبی ایران که ثروت افسانهایاش در حدی است که کنسولگری دولت فخیمه بریتانیا را در آستانه جنگ جهانی میخرد و امپراتوری اقتصادی و فرهنگیاش را از آنجا بنیا وبلاگ خبری سمیرم...
ما را در سایت وبلاگ خبری سمیرم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 206 تاريخ: جمعه 6 بهمن 1396 ساعت: 9:06